روانشناختی-در مورد مسایل روانشناسی

ورزش- سد راه افسردگی

با ورزش سد راه افسردگی باشید
با ورزش سد راه افسردگی باشید افسردگی نام غریبی نیست. فقط کافی است نگاهی دقیق تر به اطراف خود بیندازیم تا آن را ملموس تر مشاهده کنیم، چراکه در دنیای امروز ما خیلی ها گریبانگیر آن هستند. افسردگی نام غریبی نیست. فقط کافی است نگاهی دقیق تر به اطراف خود بیندازیم تا آن را ملموس تر مشاهده کنیم، چراکه در دنیای امروز ما خیلی ها گریبانگیر آن هستند. البته در اینجا نمی خواهیم از علل و عوامل ابتلا به افسردگی بگوییم و فقط می خواهیم به نقش یکی از داروهای مؤثر در درمان این بیماری، اشاره ای داشته باشیم. دارویی که نه هزینه دارد و نه زحمت، بلکه فقط اراده می خواهد و همت. خواننده نقطه سر خط امروز ما باشید تا با نکاتی در خصوص ورزش و افسردگی آشنا شوید: •منظور از ورزش انجام حرکات سخت ورزشی یا ورزش هایی که نیاز به امکانات اولیه نظیر زمین و توپ دارند نیست، بلکه یک پیاده روی ساده بهترین نوع ورزش به شمار می آید. •سه بار پیاده روی در هفته می تواند عاملی مهم برای درمان افسردگی باشد. •دوچرخه سواری نیز یکی از ورزش های توصیه شده پزشکان برای درمان افسردگی است. •ورزش پس از مدت زمانی کوتاه نتایج ثمر بخشی را هم از جنبه جسمی و هم از جنبه روحی، به دنبال دارد. •سعی نکنید ورزش را برای خود سخت کنید. هرچه ساده تر و آسان تر ورزش نمایید، علاقه تان به ادامه آن نیز بیشتر می شود. •تحقیقات نشان داده است؛ جوانانی که برای مدت زمان پنج هفته به تمرین ایروبیک می پردازند، خیلی زودتر از کسانی که روش های آرامش بخش روحی را تمرین می کنند، از بند استرس و افسردگی رهایی می یابند. •ورزش خیلی سریع تر از داروهای ضد افسردگی در درمان این بیماری مؤثر است. همچنین، درمان آن طولانی مدت و سالم تر نیز هست. •به هنگام ورزش فقط بر نحوه آهنگین حرکات بدن و فعالیت ذهن تمرکز کنید. •ورزش با آرامش دادن به تنش ماهیچه ها و افزایش دادن به ضربان قلب، به سلامت ما کمک می کند. •از آنجا که افسردگی بر خواب تأثیرگذار است، ورزش با خسته کردن بدن خواب راحتی را به ارمغان می آورد. •یکی از پیامدهای ابتلا به افسردگی، بی اشتهایی است. اما ورزش با سوزاندن کالری، شخص را گرسنه کرده و او را به غذا خوردن تشویق می کند. •یکی از اثرات ورزش تناسب اندام است و همین امر باعث می شود که حس اعتماد به نفس نیز پرورش یابد. بمنظور بررسی نقش ورزش در پیشبرد صنعت در ابتدا لازم می دانم که به این مسئله توجه شود که هدف از ورزش کردن چیست ؟ بعضاً دیده می شود که آنقدر به بعد جسمانی و فیزیکی ورزش توجه می شود و آنچنان به پیروزی و شکست و برد و باخت دقت می کنند که هدف اصلی ورزش از یاد می رود . اعتماد به نفس ، نیک خواهی و سالم اندیشی افراد است که باعث می شود دیگران شیفته آنها شوند و روی آنها حساب جدی و مهمی باز کنند. ورزش های هماهنگ کننده جسم و ذهن با تکیه بر قسمت عرفانی آن می تواند این ویژگی را بوجود آورد که در پی آن روحیه فعال ، پاک ، صمیمی و خلاق گروه سبب رشد و پیشرفت جامعه می شود. بر اساس این روش عملکرد انسانها از حالت خشک و ماشینی رفتار کردن با همدیگر دور شده و جو معنوی سالمی بر محیط حاکم می شود. طبیعتاً لازم است که ورزش در دو بعد جسم و ذهن پیش رود وگرنه پیشرفت در یکی و کم توجهی به دیگری باعث ایجاد اختلال در وجود فرد می شود. سیستم خلقت بر اساس تعادل شکل گرفته است ( یین و یانگ ). بر این اساس می توان جسم و ذهن را همانند دو اسب درنظر گرفت که با تقویت هردوی آنها می توان درشکه ای را با قدرت و سلامت در هر لحظه مقتدرانه پیش برد و یا با فعال کردن و رسیدگی به یکی از آنها و و عدم توجه به دیگری سبب انهدام آن شد. بنابراین بمنظور ایجاد تعادل در اهداف ورزشی کشور از آنجاییکه پیشتر به جنبه های جسمانی و ارزشی ورزش از دیدگاه قهرمانی توجه شده ، این متن به بررسی نقش ورزش در ایجاد روحیه پهلوانی تمرکز دارد تا در پی فرهنگ سازی روحیه ورزشکارانه و سالم اندیشی به اثرات مثبت انجام این تمرینات در ایجاد جامعه ای سالم تر ، بانشاط تر و با روحیه بالاتری توجه شود . این جامعه می تواند بعنوان یک کارخانه ، کارگاه و یا هرگونه محیط صنعتی دیگر در نظر گرفته شود و در وسعتی بالاتر بعنوان مردم جامعه در یک کشور و در جهان مد نظر باشد زیراکه هم اکنون کل جهان ، جهان صنعتی شده است و از افراد شاغل در محیط صنعتی ، مردم به دور ازصنعت نیز دچار رفتار خشک و خشن برخی از مبتلایان به این حالت شده اند. هدف اصلی ایجاد روحیه پهلوانی است سپس روحیه قهرمانی 1) ورزش جسم و ذهن : راهکاری موثر در رفع افسردگی در کشور ما روحیه افسرده و مضطرب به وفور دیده می شود . برخی ازمردم از روحیه افسرده شان آگاه و برخی از آنها ناآگاه اند. گروه ناآگاه از دید خود زندگی می کنند در صورتیکه در زمان آگاه شدنشان نسبت به سلامت زیستن در سطحی برتر ، دوران پیش از آگاهی شان را دوران خودکشی تدریجی می خوانند. یکی از عواملی که می تواند مردم جامعه صنعتی را چه در محیط کارخانه ها و چه در شرکتها و محیط های صنعتی سالم نگاه دارد ورزش کردن است. بدنبال سلامتی افراد ، ارتقاء سطح بهره وری ایجاد خواهد شد که پیشرفت کمی و کیفی کار بدلیل بهبود وضعیت روحی افراد و ارتقاء سطح توانمندی آنها حادث می شود. مدی تیشن ورزش هماهنگ کننده ذهن و جسم یکی از ابزارهای بسیار مهم برای دستیابی به سلامتی برتر است : مدی تیشن یا مراقبه یا مراقبت که استاد شاعر ارجمندمان سعدی شیرازی راجع به آن در کتاب زیبای گلستان سعدی فرموده : یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده ، حالی که از این معامله باز آمد یکی از دوستان گفت در این بوستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی ؟ گفت در نظر داشتم چون به درخت گل رسم دامنی پرکنم هدیه اصحاب را ، چون به درخت گل رسیدم بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت. راهکاری موثر برای رسیدن به اهداف مورد نظر بوده و در سبک های Passive و Active و Dynamic و No Dimension و Kundalini و ... همچنین ورزش هایی مثل Taichiتاثیرهایی عالی دارد ، که قبل از بررسی آنها و اثراتشان به نقش ورزش های شناخته شده عادی می پردازیم و سپس این مدل ورزش ها را نیز بررسی می کنیم و به اثرات معنوی آنها می پردازیم هنری دیوید تورو می گوید : گمان می کنم که نمی توانم سلامت و روحیه ام را حفظ کنم ، مگر آنکه حداقل روزانه چهار ساعت در دشت و صحرا ، فارغ از تمام مشغولیات دنیایی ، گردش کنم. دکتر روبرت اس براون می گوید : توصیه می کنیم هرنوع رژیم درمانی مؤثر و مطمئن که برای افسردگی تجویز می شود ، حتماً تمرین های ورزشی را شامل شود. در بیانیه های اجماعی انستیتو ملی بهداشت روانی ، انجمن بین المللی روان شناسی ورزش و سایر صاحبنظران در مورد اثرات روان درمانی مثبت ورزش اتفاق نظر وجود دارد. پژوهش های متعددی نشان داده اند که فعالیت جسمی مداوم و شدید (ورزش های هوازی (آیروبیک)) در مقابل پدیده های منفی مثل ترس ، نگرانی و فشارهای عصبی ( که در محیط های صنعتی بیشتر بوجود می آید) اثر دافعه دارد. اگر ورزش بطور منظم انجام شودسبب بهتر شدن خودشناسی ، اعتمادبه نفس بیشتر ، عصبانیت کمتر ، بهتر شدن عملکرد ذهنی ، آرامش بیشتر تحت شرایط و فشارهای عصبی و کاهش افسردگی می گردد. حداقل در یک دوجین از مطالعات ، نشان داده شده است که در افسردگی خفیف تا متوسط ورزش های آیروبیک اثری مشابه سایر درمان های ضد افسردگی داشته اند. بمنظور ایجاد اعتقاد بیشتر به نقش ورزش در ارتقاء سطح توانمندی افراد و افزایش میزان بهره وری از نیروی فردی و گروهی آنها در صنعت لازم است که از تحقیقات مربوط به عوامل ضد افسردگی ، آگاهی بیشتری پیدا کنیم. برای ایجاد روحیه شاداب تر روشهای شناخت درمانی و تمرینات ورزشی می توانند موثر باشند . بمنظور بررسی میزان اثربخشی آنها و مقایسه آندو و پی بردن به نقش ورزش در برابر شناخت درمانی به مطالعه زیر توجه می کنیم : در یک مطالعه ، ورزش های آیروبیک با شناخت درمانی مقایسه شده بودند. شناخت درمانی عبارتند از یک دوره کوتاه روان درمانی که اثر آن مشابه داروهای ضد افسردگی است. 54 بیمار دچار افسردگی خفیف تا متوسط عمدتاً شامل خانم هایی که بی حرکت بودند.( شغل های اداری و پشت میز نشینی و مشابه آنها ) انتخاب شدند. این 54 بیمار بطور تصادفی به دو گروه (مساوی) تقسیم شدند. گروه اول : هفته ای 3 روز و هر بار به مدت 20 دقیقه ورزش می کردندکه شامل قدم زدن ، تند راه رفتن و دویدن بود. برای گروه دوم : شناخت درمانی هفتگی انجام می شد. بعد از 4 هفته اغلب 27 بیماری که در گروه اول (دوندگان) بودندبهتر شدند یا کاملاً بهبود یافتند. فقط 2 نفر از گروه مطالعه خارج شدند. در انتهای مطالعه 10 هفته ای در 11 نفر افسردگی تقریباً یا کاملاً از بین رفته بود. اغلب این افراد ماهها بعدنیز برای پیشگیری از افسردگی دویدن را ادامه دادند. ورزش حتی در بهبود افسردگی اساسی و شدید مفید است. در یکی از چندین مطالعه انجام شده هم ورزش های آیروبیک و هم ورزش های غیر هوازی در بیماران افسرده بستری ، سبب کاهش افسردگی شدند. در یک مطالعه دیگر ، ورزش های آیروبیک و هم ورزش های غیر هوازی در بیماران افسرده بستری سبب کاهش افسردگی شدند. در یک مطالعه دیگر ، ورزشهای آیروبیک به تنهایی در مورد بسیاری از خانم هایی که دچار افسردگی شدید بودند ، کافی بوده است. ورزش های آیروبیک واقعاً چیست ؟ این نوع ورزش فعالیتی است که سبب می شود بدن ضمن مصرف اکسیژن هوا ( آیروبیک به معنی ” با اکسیژن “ است) آن را بین عضلات فعال ، توزیع کند . ( اگر ورزش سبب سریع و عمیق شدن تنفستان گردد که از نفس بیافتید این ورزش غیر آیروبیک است و باعث سوخت و ساز بی هوازی می شود.) انواع ورزش های آیروبیک صاحبنظران معتقدند همه ورزش های آیروبیک ( و حتی ورزشهای غیر آیروبیک ) می توانند سبب رفع افسردگی شوند. دویدن آهسته وتند که در بررسی های بالینی بکار رفته اند ، مثل راه رفتن بر افسردگی تاثیر دارند. موثر ترین ورزشهای آیروبیک عبارتند از اسکی کردن ، تند دویدن ، آهسته دویدن ، تند راه رفتن ، کوهنوردی ، رقصیدن آیروبیک ، دوچرخه سواری ، پاروزدن ، قایق رانی ، بوکس ، طناب بازی ، فعالیتهای تکراری که با جابجایی بدن همراه اند – به این شرط که چندین دقیقه طول بکشند - اسکواش ، هند بال ، راکت بال ، فوتبال ، بسکتبال ، ترامبولینگ ، دوچرخه ثابت یا دستگاه پاروزدن. فعالیتهای سبک تر مثل پاتیناژ یا اسکیت ، قدم زدن ، باغبانی و اغلب رقص های رایج موثراند. فعالیتهایی مثل والیبال ، تنیس ، بدمینتون ، اسکیت ( در فاصله های کوتاه ) نیز که در آنها شخص بطور متناوب ساکن و فعال است ، برای داشتن تاثیر مشابه با ورزش های گروه اول باید مدت طولانی تری انجام شود. فعالیتهای آیروبیک مختلف هم مانند افرادیکه به این فعالیتها اشتغال دارند ، ویژگی های خاص خود را دارند. این ویژگی ها روی فواید روان درمانی این فعالیتها تاثیر می گذارد . برای مثال دویدن آهسته برای خویشتن نگری بسیار مفید است. رقص فعالیتی است اجتماعی همراه با ابراز احساسات و عواطف که مثل ورزش هایی رقابتی همچون راکت بال شما را از نگرانی هایتان دور می کند. هنگامی که می خواهید نوعی ورزش آیروبیک را انتخاب کنید نکات روان درمانی زیر را در نظر بگیرید : 1) بسیاری از فعالیتهای آیروبیک باعث می شوند تا با افراد دیگر در تماس و ارتباط باشیم 2) اغلب این فعالیتها باعث می شوند تا شما در یک زمینه بهتر و بهتر شوید ، که این ( خویشتن (Ego) ) شما را تقویت می کند 3) بسیاری از این فعالیتها جنبه بازی دارد ، شما را خوشحال می کند و با (کودک درونتان ) مرتبط می سازد. 4) با بسیاری از این فعالیتها احساسات درونی ظهور می کند . مثلاً شما می توانید گرگم به هوا بازی کنید ( تعقیب کردن و فرار کردن) یا برای بیان احساساتتان ، بدنتان را حرکت دهید ( رقصیدن) . 5) بعضی از این فعالیتها مثل باغبانی یا کار خانه پر بارند و شما با کامل کردن آن احساس رضایت می کنید. 6) بعضی فعالیتها یکنواخت اند ( دویدن آهسته ، قدم زدن ، پارو زدن ) که در این مدت ذهن شما آزاد است تا به کارهایی مثل مراقبه ، موسیقی درمانی و کارهای مشابه بپردازید. 7) طی بعضی فعالیتها صحنه فعالیت مرتب تغییر می کند. مثل قدم زدن در پارک ، شنا در دریاچه و دوچرخه سواری . نکات ایمنی که لازمست در ورزش کردن بدانیم ورزش ممکن است حادثه آفرین باشد. اگر مشکلات طبی خاصی داشته باشید ( بیماری های قلبی – عروقی ، آسم کنترل نشده یا بیماری قند ) یا عولمل خطر سازی وجود داشته باشند (مثل مصرف دخانیات یا بعضی از داروها از جمله داروهای ضد افسردگی ) (لازم به ذکر اینکه مصرف منیزیم می تواند از بروز واکنش های قلبی ناخواسته حاصل از ورزش پیشگیری کند) ورزش کردن ممکنست خطرناک باشد. اگر دچار حملات هراس هستید ، ورزش شدید می تواند سبب بروز حمله هراس شود. اگر سن تان بیش از 35 سال است ، حتی اگر سالم اید ، بر اساس پیشنهاد کالج طب ورزشی آمریکا قبل از اقدام به هر نوع برنامه ورزشی ، باید با پزشکتان مشورت کنید. قانون طلایی برای ایمنی در ورزش این است : آن را آسان بگیرید و بیش از حد انجام ندهید . انجام ندادن تمرینهای سبک برای چند دقیقه قبل از ورزش و چند دقیقه بعد از تمرینهای ورزشی ، سبب درد ، خستگی عضلانی ، تحوع ، سرگیجه ، غش ، آسیب های جسمی و حتی اختلالات خطرناک ریتم قلب می شود. انجام دادن تمرین های ورزشی به رغم وجود علایم مشکوک مثل درد قفسه سینه ، غش و رنگ پریدگی می تواند زندگی تان را به خطر بیاندازد . انجام تمرینات ورزشی بسیار دشوار ، بسیار طولانی و تکرار بیش از حد آنها ، نه تنها سبب آسیب های جسمانی می شود ، بلکه خود سبب ( خستگی ، اضطراب و افسردگی ) می شود. سرخوشی دوندگان: سرخوشی دوندگان، حالتی است که دراغلب ورزشکاران بعد از 35 تا 45 دقیقه کار ورزشی شدید ایجاد می شود. شاید تعجب کنید که ( سرخوشی دوندگان) با اثر ضد افسردگی ورزش ارتباطی داشته باشد. بعضی افرادبا ادامه ورزش به مدت 20 تا 45 دقیقه بیشتر دچار نوعی آرامش معنوی می شوند. هیچ مدرکی دال بر اینکه ورزش می تواندانسانها را از افسردگی کاملاً خارج کند وجودندارد. انجام حدمتوسط حرکات ورزشی می تواند سبب بهبود افسردگی شود، اما باعث (سرخوشی دوندگان) نمی شود.در ضمن ورزش دراین حد سبب بروز اعتیاد به (سرخوشی دوندگان ) نمی شود؛ اعتیادی که مشکلات مخصوص به خودرا به دنبال می آورد. ضد افسردگی غیرآئروبیک؟ فعالیتهای غیر آئروبیک، فعالیتهایی هستند که یا آن قدر سبکندکه اثر تمرینهای آئروبیک راندارند(مثل بولینگ،یوگا)یا این قدرشدیدندکه از حد تمرینهای آئروبیک فراترند(مثل وزنه برداری). این نوع فعالیتها برای بدن سازی وتقویت عضلات (وزنه برداری)، سرعت (دوکوتاه و تند)، هماهنگی (تردستی)، انعطاف پذیری(یوگا) یا سایرتوانایی های خاص به کار می روند. این فعالیتها روی دستگاه تنفسی وقلب وعروق تأثیر کمی دارندواثرات ورزشهای آئروبیک راروی سلامتی بدن ندارند. اما به نظر می رسدازنظر روانی مفید باشد.تعداد مطالعات انجام شده کم است، ولی برطبق همین پژوهشها، ورزشهای غیرآئروبیک و احتمالا ًسایرفعالیتهای غیر ورزشی غیر آئروبیک اثرضد افسردگیشان با ورزشهای آئروبیک قابل مقایسه است. بااین وجود، برای حفظ سلامتی بدن، درهر برنامه ورزشی که برای افسردگی تنظیم می شود، حداقل نوعی ورزش آئروبیک باید گنجانده شود. آگاهی عرفانی :‍ اکنون به نقش تمرینات ورزشی هماهنگ بین جسم وذهن با تاکید بر بعد معنوی و رفتاری آن می پردازیم . بدین منظور با ابعاد عرفانی ورزشهایی مثل مراقبه و تای چی بطور عمیق تری آشنا می شویم: اهداف (( مراقبه )) در مذاهب مختلف با پی بردن فردی که به مراقبه می پردازد به سرشت اصلی خود و نیز با حقیقت غائی , با اتصال به خدا یا وجود مطلق ( باز هم همان حقیقت غائی ) , با حالاتی از آگاهی ورای شناخت , - - مانند خواب بی رؤیا , خواب با رؤیا و آگاهی معمولی از زمان بیداری - ملازمه دارد . روی هم رفته ، اکنون هزاران سال است که (( مراقبه )) بعنوان روشی برای متجلی کردن (( آگاهی عرفانی )) بکار می رود . اینکه می گوییم برای متجلی کردن آگاهی عرفانی به این دلیل است که سنن عظیم عرفانی , جملگی در این امر اتفاق دارند که (( هستی ناب )) در همه موجودات بالذات موجود است و فقط جهل توهم است که مانع از درک آنها می شود . دیدن واقعیت و اینکه ما چیستیم و کیستیم , باعث تحول آزادی و ورود ما به وادی (( بیرنگی )) میشود . این حالت را هندوها (( موکشا )) , تائویست ها زندگی هماهنگ با (( تائو )) , بودائیان (( نیروانا )) , صوفیان (( انسان کامل )) و مسیحیان (( حیات وحدانی )) می نامند . (( عرفان )) از آن کلماتی است که به یک تعریف همه کس پسند تن نمی دهد . تعریف زیر که (( اولاف استپلتون )) ارائه داده , از بسیاری تعاریف دیگر سرراست تر و جامع تر است : (( کلمه عرفان )) در تعریف دقیقترش به نوعی تجربه مخصوص و غیر عقلانی اطلاق و ادعا می شود که در آن شخص به درجه ای از روشنایی و بصیرت می رسد . که با آن قادر است درون معمولاّ پنهان حقیقت را ببیند . این بصیرت تنها گونه ای از شناخت نیست , بلکه توفیقی است متعالی در دانستن , حس کردن و اهتمام ورزیدن , که جملگی در حرکتی واحد و فراگیرمتجلی می شوند . گفته می شود که جنبه شناختی آن مانند علوم ذهنی، انتزاعی نیست بلکه برعکس واقعی است و به تجربه حسی می ماند .در حقیقت ,تاآنجاکه به این حالت (( دانش )) اطلاق می شود , آنرا آشنایی بی واسطه با جوهر پنهان (( حقیقت )) می دانیم که گفته می شود تمام تجارب معمولی و وهمی ما در نهان خود واجد آن هستند . تجربه عرفانی در مشرق زمین به طور کلی به عنوان حقیقت (( نهایی )) شناخته می شود . ولی در غرب , بسیاری نسبت به این طرز تلقی ناراحت و ظنین اند . در غرب (( عرفان )) به طور وسیعی مورد سؤ تفاهم واقع شده است لیکن مقدار زیادی از این سؤتفاهم , هنگامی که ویژگی اصلی عرفان را مورد توجه قرارمی دهند,از میان می رود.غالبا به غلط عرفان را حالتی اسرارآمیز و راز گونه می پندارد و شاید این تؤهم از شباهتی که بین این دو کلمه(mysterious و mystical ) وجود دارد,ریشه گرفته باشد .هنگامی که گلچین آثار عرفای فرهنگ های مختلف را مطالعه می کنیم مانند آثارفلوطین,شانک گارا,سنت جان صلیبی,سنت ترزا اویلا,مایستراکهارت,لائوتزو,رومیونظائرآنهاملاحظه می کنیم که حتی ازدیدگاه منفی وبدبینانه آنها نوشته های عرفانی سهم بزرگی رادرادبیات جهان به خوداختصاص داده است.این نوشته هادرکشف قلمرو(( آگاهی )) انسان و همچنین به کوشش او جهت متنزع ساختن درونی ترین اسرار جهان کمک شایانی کرده است . کتاب پروفسور (( والتر . ت . استیس ))تحت عنوان (( تعالیم عارفان )) چنین گلچینی است و به مقدمه بسیار ارزشمندی به قلم خود پروفسور درباره اینکه (( عرفان چیست )) مزین است .رویکرد او دراین کتاب رویکردی جانبدارانه است . در ضمن اینکه جانب ((خردگرایی))و((روشن بینی منطقی))را نیز فرونگذاشته است.مجموعه مزبور نشان میدهد که عارفان شرق وغرب بر سر عناصر اصلی مربوط به((تجربه آگاهی عارفانه))توافق دارند.اینکه چنین تجاربی دربسیاری ازفرهنگها ودر تمام قرون شناخته شده است قابل انکار نیست.لکن ما باید بین نفس تجربه وتعبیر وتفسیر آن تمیز قائل شویم .ممکن است فردمسیحی آگاهی عارفانه را برحسب اقانیم سه گانه ( اب-ابن-روح القدس)تعبیر کند (گر چه((مایستراکهارت)),هنگامی که از ((خدایی مافوق خدا))صحبت می کندعملآ با مکاتب فلسفی شرق توافق دارد.)،وبودائی بگوید که ((ذهن بودا))یا ((خلو))رایافته است ویا هندو از این صحبت کند که ((من))یا((خود))همان برهمن وروح جهانی است ونظایر آن.(اینها همه تعابیر مختلف از یک تجربه است.) دشوار است که بتوان با استفاده از کلام تجربه عرفانی را با ((عقل سازگار )) کرد،انسان می تواند نور را بر حسب تاریکی شرح دهد ، بلندی را بر حسب کوتاهی و گرمی را برحسب سردی . ولی نمی توان تجربه عرفانی را هم به این روش بیان کند زیرا در مقابل آن هیچ متضادی وجود ندارد که با این منظور جور در بیا ید . کنار هم چیدن کیفیات که اساس و پایه زبان را تشکیل می دهد در بیان عرفانی نمی گنجد و عرفا طبیعتآ به مفاهیمی روی می آورند ، که در مذاهب و فرهنگ های خودشان وضع شده است ، چیزی که ویلیام جیمز به حق آن را ((فوق اعتقاد عرفا )) نامیده است . ویلیام جیمز در کتاب خود تحت عنوان ((انواع تجارب مذهبی )) می نویسد : ((حقیقت این است که احساسات عارفانة بسط، وحدت و رستگاری هیچ گونه محتوای ذهنی مستقلی ندارند .این احساسات تنها می تواند با موادی که فلسفه های مختلف والهیات برایشان تدارکات دیده اند بیامیزند مشروط بر اینکه بتوانند در چارچوب ها ی عقیدتی خود برای حالات احساسی ویژه ای که دارند مکان خاصی بیابند. پروفسور استیس در کتاب خود تحت عنوان تعالیم عارفان خاطر نشان می سازد که تجربه عرفانی ، نوعی اتحاد ناگسستنی را متجلی می سازد مضافاً اینکه در این اتحاد ناگسستنی هیچ عنصر مذهبی وجود ندارد . اگر اینطور است پس چرا تجربه عرفانی تقریباً همیشه با مذهب قرین بوده است ؟ پروفسور استیس در پاسخ می گوید اول برای اینکه تجربه عرفانی از جمله تجارب گذرا است و به وجود نامتناهی می پیوندد . دوم اینکه در این قبیل تجارب ، حسی در انسان پدیدار می شود که انگار دارد از مرز زمان و مکان فراتر می رود و بالاخره اینکه بین آگاهی عرفانی ومذهب احساسات تعالی یافته وجد ، سکون و جذبه موج می زند. پروفسور استیس سپس می گوید بدین ترتیب می بینیم عرفان طبیعتاً اگر نه لزوماً با فرهنگ مذهب جامعه خود امتزاج می یابد لکن توجه به این مطلب نیز مهم است که عرفان به نفع هیچ مذهب خاصی موضع گیری نمی کند. عارفانی وجود دارند مانند ریچارد جفرنر که خارج از چهارچوب هرگونه عقاید مذهبی قرار می گیرد . هرچند ممکنست این موضوع جای بحث داشته باشد که تمام تجارب عرفانی در جامع ترین تعریف خود مذهبی محسوب می شود. ورزشهای عرفانی چگونه می توانند آگاهی افراد و اثربخشی آنها را بطور فردی و گروهی ارتقاء دهند ؟ نویسندگان متعددی که درباره تجربه عرفانی مطالعاتی انجام داده اند کوشیده اند که تمامی ویژگی های تجربه عرفانی را شرح دهند. پروفسور بن آمی شارفشتاین در کتاب تجربه عرفانی از 11 ویژگی نام می برد که عبارتند از : این همانی ، جدایی ، وحدت ، اشتمال ، بیگانگی از خانواده ، کاستی ، تهاجم ، وجدان ، واژگونی تصویر در ذهن ، شوخ طبعی ، حقیقت تهاجم ویژگی شگفت آوری است که به مبارزه سالک با نفس خود و بیرون گذاشتن دنیا از عرصه آگاهی اشاره دارد . شوخ طبعی به نظر من ویژگی به حساب نمی آید ولی در هرحال بصورت خنده های از ته دل در آیین ذن و در بعضی از حکایات اخلاقی صوفیانه بخصوص حکایاتی که به شخصیت فکاهی ملانصرالدین منصوب است ، مشاهده می شود. پروفسور شارفشتاین اذعان دارد که بین ویژگی هایی که بر شمرده است بعضی زیر مجموعه بعضی دیگرند لذا بسیاری از نویسندگان جدید هروقت که از نظر جا دچار مضیقه می شوند ترجیح می دهند که به همان 4 ویژگی که ویلیام جیمز برشمرده است اکتفا کنند. انفعال که چهارمین ویژگی بر شمرده شده توسط اوست نقش مهمی در حالتی که در آن به مراقبه می پردازیم دارد. تمرین مراقبه موقعی که آگاهی انفعالی وجود داشته باشد خیلی موثرتر است. 4 ویژگی که ویلیام جیمز برشمرده از این قرار است : 1) وصف ناپذیری : سالک در تشریح دقیق تجارب خود از مراقبه به نحوی که دیگران بتوانند در ذهن خویش تصویری از آنرا بازسازی کنند ناتوان است. همانطورکه در بالا به آن اشاره کردم زبان بر پایه تضاد در کیفیاتی که کلمات بر آنها دلالت دارد مثل گرم و سرد ، بنا شده است ولی آگاهی عرفانی از این تضادها فراتر می رود. این حالت عرفانی را بایستی شخصاً تجربه کرد. جیمز می گوید حالات عرفانی از این نظر بیشتر به حالات احساسی شباهت دارد تا ذهنی و تعقلی . هیچکس نمی تواند برای دیگری کیفیت ارزش احساس خاصی را که او تجربه نکرده است بیان کند. 2) کیفیات فکری : هرچند در تجارب عرفانی گونه ای عنصر شناختی وجود دارد لیکن این شناخت بر اثر قیاسات عقلی از مرز دانسته های گرد آمده فراتر می رود . در سنن عرفانی صحبت از بصیرت و روشن بینی یا اشراق است . اشراق از یقین و قطعیت برخوردار است . پروفسور جیمز حس نیرومند وحدت و اتحاد را از قلم انداخته است. حسی که مستقیم و بی واسطه ظاهر می شود ، بطوریکه سالک احساس می کند که حجاب جهل را دریده و به حقیقت ناب واصل شده است. چنین است عظمت قدرت تجارب عرفانی که سالک را از چنان عجب و حیرتی سرشار می کند که به آسانی به اعتقاد و احساس مذهبی منتهی می گردد. 3) ناپایداری : تجربه عرفانی معمولاً زود گذر است 4) انفعال : ویلیام جیمز می نویسد : اگر چه رسیدن به حالت عرفانی با اقدامات ارادی اولیه ای همچون تمرکز ، پرداختن به بعضی حرکات بدنی ، یا طرق دیگری که دستورالعملهای عرفانی تجویز می کنند امکان پذیر می شود ،‌معذالک هنگامیکه حالت خاص آگاهی بر سالک عارض می شود احساس می کند که یک نیروی برتر او را در اختیار خود گرفته است. ویژگی دیگر تجربه عرفانی که باید ذکر شود این است که زندگی یک سالک معمولاً استحاله یافته عاری از منیت و آکنده از عشق و مسرت می گردد. عطش بیکران جوئی عاملی دیگر در ایجاد روحیه گروهی کار کردن : اکنون هزاران سال است که عطش بیکران جوئی و نیل به معرفت آفاق و انفس ، برای اتصال به خدا یا وجود مطلق ، اذهان بسیاری را تسخیر کرده است . بعضی از این اشخاص در کسوت زهاد. بعضی دیگر در لباس مصلحان بشریت ، پاره ای دیگر به عنوان مؤسس یا رهبر مذهبی و بالاخره عده ای به صورت شاعر ، هنر مند و موسیقی دان جایگاه مناسب خود را در داستان زندگی بشر باز کرده اند و خیلی ها هم ناشناخته مانده اند آنها نیز همچون آثار گذشته در جوامع حضور دارند. رای ولین آندرهیل در اثر تحقیقی و جاودانه خود تحت عنوان ” عرفان“ آن را با کلمات زیر وصف کرده است : توسعه یافته ترین شاخه های جوامع انسانی در یک ویژگی با هم مشترکند. غالب آنها مایلند به رقم شرایط نا مساعد خارجی نوعی شخصیت جالب و برجسته از خود به نمایش بگذارند شخصیتی که حاضر نیست به آنچه که دیگران تجربه اش می نامند قانع شود و آماده است تا به قول دشمنانش از دنیا اعراض کند تا به حقیقت واصل گردد. ما به اینجور افراد هم در شرق برمی خوریم و هم در غرب همچنین در همه قرون و اعصار از عهد باستان تا قرون وسطی و عصر جدید ، یکی از اشتیاقات شورانگیز آنها این است که هدف ناملموس و روحانی معینی را تعقیب کنند تا با تحقق یافتن آن بتوانند به حالت مطلوب خود و ارضاء حس شوق انگیز حقیقت طلبی شان واصل گردند . مطلوب و معشوق تمام معنای زندگی ایشان را تشکیل می دهد . آنها بدون هیچ تلاشی به هدف خود نائل می آیند و این برای دیگران توفیقی چشمگیر محسوب می شود. توفیق مذبور ، خود گواه غیر مستقیمی است بر اینکه عرفا صرف نظر از مکان و زمان نشو و نمایشان اهداف ، اصول اعتقادی و نیز روش های عملی شان در اساس باهم یکی بوده است. بنابراین ، تجارب آنان مجموعه ای از شواهد را تشکیل می دهد که از جامعیت غریبی برخوردار و اغلب قابل توضیح است. این شواهد باید قبل از اینکه به جمع انرژی ها و قابلیت های روح بشر بپردازیم و با استدلال عقلی به ارتباط آانها با جهان ناشناخته ای که در آنسوی مرزهای احساس قرار گرفته ، اشاره نماییم ، مطمح نظر قرار گیرد . هر خواننده ای که ندای حقیقت مطلق را بصورت آوایی جاودانه می شنود احتیاجی به این ندارد که برای پرداختن به مراقبه تشویق و ترغیب شود . بعلاوه چنین شخصی کوچکترین تردیدی ندارد که چرا باید به مراقبه بپردازد ولی با این همه دلایلی برای پرداختن به مراقبه وجود دارد که کمتر از این مباحث بحث انگیز است . -------------------------------------------------------- نقش مراقبه برای ایجاد سلامتی بهتر ، آرامش روحی و فیزیولوژیکی چیست ؟ از آنجاییکه ارتقاء سطح بهره وری از نیروی انسانی درصنعت بطور فردی و گروهی بستگی به سلامت افراد در زمینه های مذکور دارد ، لذا در این بخش در ارتباط با مراقبه و نقش آن در زمینه های سلامتی برتر ، آرامش روحی و فیزیولوژیکی مواردی را مطرح می نماییم: هرکس که به هریک از طروق مذکور بطور منظم و به مدت چند ماه به مراقبه پرداخته باشد ، احتمالاً به اثر آرامش بخش آن بر بدن و ذهن خود برخورده و آنرا به گرمی پذیرا شده است . یقیناً دستگاه عصبی او ، فشارهای عصبی را رها ساخته و وضع با ثبات تری به خود گرفته است . ظرفیت چنین شخصی برای تحمل فشارهای روانی – عصبی افزایش می یابد. بدن و ذهن او انرژی بیشتری در خود ذخیره کرده و ذهنش بازتر می شود. بر مراقبه از نظر روحی – فیزیولوژیکی تغییرات دیگری نیز مترتب است. کسی که مرتباً به مراقبه بپردازد به خواب کمتری احتیاج دارد ، بدون استفاده از قرص خواب آور به خواب می رود و با طراوت بیشتری از خواب بر می خیزد . در حالی که مدت زمان خوابیدنش نسبت به گذشته تغییری نکرده است. عضلات او از انقباض خود را رها ساخته است و احساس سبکی و بی وزنی – به خصوص بعد از انجام مراقبه در او پدیدار می شود. در مراکز آموزش مراقبه در برمه و تایلند ، راهبان و افراد عادی که بر تنفس و حرکت خود اعمال تمرکز می کنند – یعنی در بیشتر اوقات روز چه در حرکت و چه در حال نشسته به مراقبه مشغولند. متوجه شده اند که در شبانه روز فقط به چهار ساعت خواب احتیاج دارند و تمرکزشان نیز بیشتر شده و بدون فشار آوردن بر ذهن صورت می گیرد. البته توانایی تمرکز بدون تحمل فشار دراین مورد جای تعجب نداردزیرا که طبیعت این گونه مراقبه باصفات : توجه عاری ازفشار وآگاهی عاری ازفشار توصیف می گردد. اینکه انسان باخودودنیای اطرافش راحتتر کنار بیاید باعث می شود ارتباطات شخصی اش نیز آسانتر صورت گیرد. گل محبت وترحم درکسانی شکوفا می شود که بتوانند تنش های مخل آسایش را از جا ن بزدایند. زندگی برای این افرادآرامتر وطبیعی ترودرعین حال مسرت بخش تر وپربارتر است وطعم فراتر رفتن از مرز خودی رانیز بیشتر می چشد. ممکن است این قبیل تمرین برای یک فن بسیار ساده ذهنی ، ادعای اغراق آمیز به نظر بیاید، لکن باید توجه داشت که این ادعاها با شواهدی که پزشکان درتحقیقات و آزمایشهای خود ارائه کرده اند، تأیید شده است. تغییرات روحی- فیزیولوژیکی هزاران سال است که برای کسانی که به مراقبه می پردازند، شناخته شده است. چون اغلب تمرینات مراقبه ای در زمینه مذهبی بیشتر ازحیث مفهوم، تاازلحاظ تشکیلاتی صورت می گیرد ومراقبه کنندگان غالباً درغارهاوکلبه های جنگلی ودرانزوابه آن اشتغال می ورزند، لذا تغییرات فوق الذکر به خودی خود از اهمیتشان کاسته می شود، هر چند به عنوان کمک در پیشرفت های روحی از آنها استقبال خوبی به عمل می آید. در سالهای اخیر بود که تغییرات فیزیولوژیکی وروانشناسی درکسانی که به مراقبه می پردازند با کمک دستگاههای پیچیده الکتریکی مورد آزمایش قرارگرفت واثر تمرین منظم مراقبه روی بدن وذهن اندازه گیری شدونتایج این اندازه گیریها در حالیکه ازملاحظات مذهبی وروحانی تفکیک شده بود، ثبت وضبط گردیدوبه آنها همچون پدیده ای مستقل که سزاوارتوجه ویژه هستندنگریسته شد.برای سالک راه حقیقت اعم از زن یامردچنین حالتی گرچه خوشایند است لکن از نظر اهمیت، دردرجه دوم قرار دارد.ولی برای هزاران نفرغربیانی که امروزه تحت فشارهای عصبی به سر می برند ، اینکه فنونی به سادگی راحت نشستن وتوجه کردن به تنفس ویا تکرارکلمه ای درذهن، برایشان استراحت وطراوتی را به ارمغان می آوردکه از بسیاری جهات برخواب رجحان دارد، خبر خوبی است. واکنش آرمشی: دکتر بنسون از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد پیش آهنگ برجسته کشف روشهایی است که با پیروی ازآنها، مراقبه می تواندسلامتی بدنی، ذهنی و احساس شخص رابالاتر برده وبه اوکمک کند.که بافشارهای روانی به صورت مؤثرتری برخردکند. اومی گوید که واکنش ارگانیسم بدن انسان به روشهای سنتی مراقبه واشکال اقتباس شده اخیر آن – هنگامیکه چهار عنصر ساده درآن وجود داشته باشد- به همان اندازه واکنش مشهور «بجنگ یا بگریز» که انسان هنگام مواجهه با خطر از خود نشان می دهد واضح وغیر ارادی خواهد بود. دکتر بنسون یافته های خودرادر مقاله های متعددی که برای مجلات پزشکی می نوشت ونیز درکتابی تحت عنوان «واکنش آرمشی»نوشت، به اطلاع عموم رساند . مطالعات دکتر بنسون برروی کسانی که به «مراقبه متعالی» (نوع دیگری ازمراقبه ) می پردازند با بالا گرفتن نهضت مراقبه متعالی درمیان مردم ورسانه های گروهی ، خبر ارتباط واکنش آرمشی رابا مراقبه متعالی یا مراقبه برسر زبانها انداخت. ویژگیهای عمده فیزیولوژیکی واکنش آرمشی به شرح زیر است: ضربان قلب کسانی که به مراقبه می پردازند به طور متوسط سه تپش در دقیقه کاهش می یابد. آهنگ سرعت تنفس سنگین تر می شود. مصرف اکسیژن بدن به میزان 20% کاهش می یابد. معنایش این است که سوخت وساز بدن افت قابل ملاحظه ای پیدا می کند. چنین افتی درسوخت وساز بدن فقط درخواب عمیق وخواب زمستانی پیش می آید، اما مراقبه متعالی درمقایسه با حالت خواب وخواب زمستانی تغییرات فیزیولوژیکی متفاوتی راایجاد می کند. لاکتیک خون کاهش پیدا می کند لاکتیک ماده ای است که از طریق سوخت وسازدرعضلات اسکلتی تولید می شود . بالارفتن میزان لاکتیک دربدن باحملات اضطرابی همراه است. فشار خون در حد معمول قرارمی گیرد. دکتر بنسون کشف کردکه«مراقبه فشار خون رادرکسانی که قبل از اقدام به مراقبه دارای فشار خون بالایی هستندپایین می آورد. مغز امواج «آلفا» واحتمالاً«تتا» تولید می کند، الگو وطرز انتشار امواج مزبوربا امواجی که در خواب عمیق ویاهیپنوتیزم ایجاد می شود متفاوت است. موقعی که مغز فعال است امواج بتا منتشر می سازد. امواج آلفا سرعت کمتری داشته وباحالات آرمیدگی ارتباط دارد. امواج تتااز امواج آلفا نیز کندتراست. دکتر بنسون به زودی دریافت که واکنشی متضاد باواکنش بجنگ یا بگریزرا کشف کرده است که به هیچ وجه مختص کسانی که به مراقبه متعالی می پردازند نیست(روشی که او درابتدای کار کسانی را که بدان می پردازندمورد مطالعه قرارداده بود) . درواقع پایین آمدن : مصرف اکسیژن، ضربان قلب، تنفس، لاکتیک خون، جملگی نشانه کم کاری دستگاه عصبی سمپاتیکی وسوخت وساز زیاد است. بعضی ازتغییرات فیزیولوژیکی واکنش آرمشی رامی توان با فنون آرمشی قلبی مانندآموزش اتوژنیک، آرامش تدریجی وپیش رونده ونیز هیپنوتیزم ایجاد کرد لکن این روشها، در مراحل اولیه، مستلزم استفاده از معلم و گذراندن دوره های طولانی است تا بتوان از طریق آنها به مرحله آرامش عمیق رسید. در صورتیکه مراقبه به سبک شرقی رامعمولاً شخص می تواندخود انجام دهدونیز می شود آنرابا خود آموزی به راحتی آموخت. بعلاوه، درروش مزبور از همان اول کارنتایج مطلوب خود نمایی می کند. چه نوع مراقبه، واکنش آرمشی را بر می انگیزد؟ مطالعات دکتر بنسون نشان می دهد که روشهای سنتی می تواند واکنش آرمشی را برانگیزد . به گفته او روشهای مزبور مادام که چهار عنصر اساسی را در خود داشته باشند ، موثر خواهند بود . این چهار عنصر عبارتند از : محیط آرام ، شیء یا موضوعی برای تمرکز تفکر ، ذهنیت انفعالی و بی تفاوت ( مهمترین عنصر ) و حالت بدنی راحت ( که معمولاً به صورت نشسته حاصل می شود). آگاهی تحول یافته که با واکنش آرمشی همراه است همان است که در متون مذهبی و عرفانی بیان شده است. دکتر بنسون از قدمت و کلیت این حالت از آگاهی صحبت و از متون مذهبی فرهنگهای مختلف شواهدی دال بر این قدمت نقل می کند. مراقبه بهداشت ذهن است درباره اثرات فیزیولوژیکی و روان شناسی مراقبه تحقیقات بسیار زیادی به عمل آمده که قسمت اعظم آن بر روی مراقبه متعالی متمرکز است. در مراقبه متعالی روش کار این است که یک مانترا ( ذکر در زبان سانسکریت) در ذهن مرتب و بی وقفه تکرار شود . کسانی که به مراقبه متعالی می پردازند موضوعات مناسبی برای آزمایش هستند زیرا در متن جامعه اند و هم اینکه فن مراقبه متعالی فن بسیار ساده ای است. ماهاریشی ماهش یوگی به روش مراقبه تعلیمی خود (TM) اعتقاد کامل دارد و از هر گونه بررسی علمی استقبال می کند . حاصل مطالعات این است که مراقبه به کسانی که به آن می پردازند ، کمک می کند تا اعتیاد خود را ترک کنند ،‌ در جهات مختلف از کارایی بالایی برخوردار شود ، با فشارهای روانی بهتر کنار بیایند و بالاخره اینکه در راستای زندگی پربارتری که با فطرت بشر سازگارتر باشد ، قرار گیرد. نمونه هایی که در فاصله کوتاهی قبل و بعد از انجام مراقبه گرفته شد ، نشان داد که کسانیکه به مراقبه پرداخته بودند ، خودشکوفایی کاری شان بیشتر شده بود. خودشکوفایی باروری یا (self actualisation) واژه ای است که بعضی روانشناسان ، بخصوص آ. ه . مازلو بکار می برند تا گرایش ارگانیسم بدن را در به فعلیت درآوردن هرچه بیشتر قابلیت های خود در قبال ارضاء هرچه کمتر نیازهایش ، نشان دهد.پروفسور مازلو می گوید اشخاصی که با تعریف فوق بارور محسوب می شوند ، در جامعه از نظر روانی سالم ترین افراد به شمار می روند. این قبیل اشخاص از نظر ارزش B در درجه بالایی طبقه بندی می شوند و از تجارب متعالی برخوردارند. B مجموعه ارزشهایی است که پروفسور مازلو در کتاب ” بسوی روانشناسی هستی “ به موضوع مورد نظر خود اختصاص داده است. این ارزشها عبارتند از تمامیت ، کمال یافتن ، کمال بخشیدن ، سادگی ، یگانگی ، ساده انگاری ، راستی ، درستی و حقانیت ، ارزشهایی که بشر از انسان کامل عرفان انتظار دارد. تجارب متعالی با مشخصه های توجه کامل درک کامل هستی ، گذشتن از مرز منیت و خودی و نشانه های دیگر از این دست که در عرصه آگاهی عرفانی متبلور است ، شناخته می شود. به گفته پروفسور مازلو تجربه متعالی وجد در میان مقاصد نهایی زندگی ، ارزشهای غایی و توجیهات کافی و وافی آن ، ناب ترین تجارب زیستی به حساب می آید. بدیهی است که مراقبه گونه ای بهداشت ذهنی محسوب می شودو تجارب عرفانی نیز از نظر عمق و جدیت درجات مختلف دارد و آنطورهم که عموم تصور می کنند اتفاق نادری نیست . نقش هنر نرم و درونی تای چی چوان و چی کونگ در ارتقاء سطح بهره وری در صنعت از آنجا که طبیعت پیوسته در حرکت است ، انسان هم بعنوان جزء کوچکی از طبیعت بایستی خود را با آن همگام نموده و جسم و روح خویش را پویا نگه دارد. یک ضرب المثل چینی می گوید : یک لولای درب ، هیچگاه فرسوده نمی شود و آب جاری هیچگاه نمی گندد. انتخاب نوع حرکت به آگاهی و ذوق افراد بستگی دارد اگر چه شکل و نوع تمام ورزشها در ظاهرمتفاوت است لیکن هدف نهایی که پویایی و سلامتی است در تمامی آنها مشترک است. در بسیاری از ورزشها نیرو و یا سرعت جزء جدا نشدنی آنها است و شرایطی چون بالا رفتن سن ، بیماریها ، سرما و گرمای هوا ، آفتاب سوزان ، باران تند ، بارش برف ، مکان خاص و تهیه وسائل خاص انجام آن ورزش و غیره ، عواملی هستند که برای انجام انواع ورزشها مانع ایجاد می کنند. لیکن تای – چی – چوان ورزشی است که برای همه افراد در هر مقطع سنی در هر آب و هوا و بدون نیاز به وسیله و مکان خاص قابل اجرا است . بعبارت دیگر ورزشی بسیار ساده و بدون هیچ خطر و در عین حال بسیار مفید است. انجام حرکات تای – چی – چوان چه به تنهایی و چه بطور دسته جمعی دلچسب است. امیدوارم کسانی که دریافته اند ورزش برای سلامتی آنها مفید است تای چی چوان را انتخاب کنند. بنده فکر می کنم که ورزش تای – چی – چوان ورزشی مفید برای همگان است . لیکن خانم ها به دلیل ساختار خاص فیزیولوژیکی بدن خود بهره بیشتری از آن خواهند گرفت . سلامتی یک جامعه مبتنی بر سلامتی زنان آن جامعه است . کودک سالم معمولاً از مادر سالم متولد می شود . از آنجا که ورزش تای – چی – چوان بیشترین اثر را بر حفظ و تداوم سلامتی دارد و نیز موجب نشاط و انعطاف پذیری زیادی می شود ، توصیه می شود که خانم ها ورزش تای – چی- چوان را انتخاب کنند.زیرا وجود ترکیب موزون فرم ها ، حرکات تعادلی ، تمرینهای آرام سازی عضلات و نیز رهایی و آرامش در تای چی چوان ، دقیقاً با سیستم بدن خانم ها هم خوانی دارد. هیچ ورزش دیگری را نمی توان یافت که بتواند باندازه تای چی چوان به انسان آرامش ببخشد. تمام اندیشمندانی که عمر خود را در جهت بهبود جوامع بشری سپری نموده اند ، اصول افکار و عقاید خود را بر رستگاری روح آدمی بنیان نهاده اند . کنفوسیوس ، لائوتزه و اندیشمندان بزرک چینی ، رستگاری روح را در کنترل خود و یا مقهور نمودن خود می دانند. خود را مقهور نمودن ، ‌جستجو و سعی برای تکامل صفات برجسته انسانی ، ایجاد هماهنگی و تعادل در خود و همچنین گسترش محدوده نیکی ها خود بر دیگران از راه کمک به دیگران و انجام نیکی به دیگران امکان پذیر است . و اینها تشکیل دهنده سنگ گران زیر بنای هنرهای رزمی بخصوص تای چی چوان هستند. عمر بشر محدود است ولی نیاز به آن بی انتهاست ، انسان اگر در این محدوده نتواند راهی صحیح برای به دست آوردن و حفظ سلامتی خود بیابد عمری را در نگرانی خواهد گذراند. امروزه از حرکات تای چی چوان و چی گونگ برای درمان بیماریهای گوناگون استفاده می کنند. بنا بر دلایل ذکر شده ، این هنر نه تنها در بین مردم چین بلکه در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته و مسلماً در سطح بسیار گسترده تری نیز در آینده مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در تای – چی – چوان و چی کونگ به کلیه اندامهای داخلی بدن از جمله : قلب ، ریه ، کبد ، طحال ، کلیه ها و همچنین ستون فقرات ، مفاصل ، استخوانها ، تاندون ها و ماهیچه ها توجه شده باضافه اینکه ذهن در تمام مدت هوشیار و متوجه بر اجرای حرکات است . پرفسور چنگ من چینگ که یکی از استادان صاحب نظر و متخصص در زمینه تای – چی – چوان و چی کونگ و توئی شو می باشند در کتابی تعریف کرده اند : در سال 1925 در شانگهای مشغول تدریس در کالج هنرهای زیبای دانشگاه چی نان بودم ، در حالی که بیماری سل در من خیلی پیشرفته و وضع جسمانی ام بسیار وخیم شده بود و فکر می کردم دیگر به آخر خط رسیده ام ، دوستان و خویشاوندانم هر کدام راهی را برای کمک به من پیشنهاد می کردند . تا اینکه دوستی به نام آقای پو مرا به آقای پرفسور یانگ جهت یادگیری و تمرین تای – چی – چوان معرفی کرد . بسیار جالب است اگر بگویم در عرض چند ماه خونریزیهای داخلی من قطع شد . حرارت بدنم به حالت طبیعی برگشت و در عرض کمتر از یک سال سرفه هایم بر طرف شد . در مدت 6 تا 8 سال نگرانیهایی همچون سردرد، سستی دندانها ، تیرگی و کاهش بینایی و عدم تمرکز قوای فکریم از بین رفت. به طوری که حالا در سن 50 سالگی قادر به انجام سخت ترین حرکات ورزشی هستم. بینایی ام حتی از سی سال پیش بهتر شده ، دندانهایم به خوبی دوران جوانی هستند و به راحتی می توانم چندین کیلومتر راهپیمائی و یا کوهنوردی سخت را انجام دهم. تاثیرات تای – چی – چوان و چی کونگ را از زبان هموطنان ایرانی خودمان نیز برایتان بازگو می کنیم. چه بسیارند کسانی که با معرفی پزشکان متخصص با نگرانیهای روحی و جسمی به فراگیری تای چی چوان پرداخته اند و در کوتاه مدت تاثیرات آن را احساس کرده اند ، تداوم تمرینات تای چی چوان نگرانیها را از روح و جسم آنان پاک کرده است. تای چی چوان را از راه مطالعه و تئوری نمی توان شناخت بلکه باید به آن پرداخت و با صرف وقت و شکیبائی آن را فرا گرفت . اثرات تای – چی – چوان پس از انجام تمرینها و فرمهای صحیح آن خودبخود از درون می جوشد.آقای تسای چی ین رئیس دانشگاه ملی پکن گفته است : تمرینات و حرکات تای چی چوان سلامتی را به انسان می آموزد ، همه چیز را به دست آوردن و چیزی را از دست ندادن. هدف اصلی در تمرینهای تای چی چوان بعنوان یک ورزش اولاً تربیت و ساختن بدن به منظور توانائی انجام فرمهای تای چی چوان و دوماً جنبه های کاربردی و تاثیر حرکات بر ارگانهای اصلی و اندامهای بدن است . برای رسیدن به این اهداف بایستی به سه اصل مهم توجه شود : 1- آموزش و بکار بردن صحیح تکنیکها و تربیت ذهن 2- استعداد ذاتی 3- شکیبائی و مداومت تمرین از این سه اصل مهمترین آنها آموزش صحیح و بکار بردن تکنیکهاست.اگر آموزش غلط باشد و تکنیک غلط آموخته شود هنرجو هیچگونه موفقیت چشم گیری نخواهد داشت، حتی اگر هنرجو از استعداد بالائی برخوردار باشد. ولی اگر روش آموزش صحیح و تکنیکها نیز درست آموزش داده شوند ، حتی اگر هنر جو از استعداد متوسط و پائین تری برخوردار باشد ، با شکیبائی و تداوم تمرین به موفقیت خواهد رسید . فرض کنیم هنرجوئی با استعداد خوب ، تحت آموزش صحیح قرار گیرد . لیکن اصل شکیبائی و تداوم تمرینات را به بوته فراموشی بسپارد ، همه چیز از دست خواهد رفت . کنفوسیوس در مورد ابرانسان و یادگیری می گوید : ابر مرد هیچگاه تلاش خود را قطع نمیکند ، اگر فردی با یک بار تلاش موفق می شود ، او صد بار تلاش می کند و اگر فردی با ده بار کوشش به هدف خود می رسد ، او هزار بار تلاش می کند ، بگذارید در راه گام نهد حتی اگر خسته باشد . اگر ضعیف هم باشد قوی خواهد شد. بدیهی است که استعداد ذاتی بطور یکنواخت میان افراد تقسیم نشده است و هیچ هنرجوئی در هیچ رشته ای نمی تواند روی استعداد ذاتی خود تکیه کند ، اصل های آموزشی صحیح ، استعدادومداومت و شکیبائی درتمرینات همچون دانه های زنجیربه هم متصل و چسبیده اند. تائوئیست ها اعتقاد دارند که انعطاف پذیرترین حرکات ، ‌قوی ترین و سخت ترین حرکات هستند. همان طور که یک سوارکار چهار نعل می تازد و یک یوزپلنگ با انعطاف بدنش ، با سرعتی بیش از 100 کیلومتر در ساعت می دود . بدین ترتیب ایده و کاربرد عملی با توجه به دستاوردهای تای – چی – چوان که اساس آن غلبه بر سختی به وسیله انعطاف پذیری و نرمش است رخ می نماید . درک غلبه شجاعت و ترس ، و قدرت بر ضعف مشکل نیست ، ولی درک غلبه نرمی بر سختی مشکل است.چگونه است که نسیم ملایم و نرم ، آهن سخت را می فرساید ، و چگونه است که جریان ملایم آب باعث فرسایش سنگ سخت می گردد؟ گردباد چیزی نیست بجز حجمی از هوا و سیل چیزی نیست بجز حجمی از آب که هردوی این ها هرچه سر راهشان بیایند از جا می کنند. انبوه بودن ، موجب این تفاوت ها است. اولین مرحله قدم گذاردن در تای چی چوان بدست آوردن آرامش است ، این آرامش بایستی جامع و در کل بدن باشد.بطوریکه هر عضله ، مفصل و استخوانی ، گذرگاهی بدون انسداد برای جریان نیروی حیاتی چی باشد. احساس نیروی حیاتی و به گردش در آوردن آن در کل بدن امری است که هنرجو حرکت نیروی حیاتی را هنگام انجام استقرارها و حرکات تای چی چوان در درون خویش احساس خواهد کرد و این زمانی است که نشاط و شادابی را در عمق درون خود حس می نماید.در مراحل پیشرفته تر بعدی می توان علاوه بر چرخش نیروی حیاتی (( چی)) آنرا در نقاط مختلف بدن ساکن نموده و جذب نمود که این باعث زنده و تازه ماندن بافتها و استخوانها شده و از تخریب آنها جلوگیری می کند. حال چگونه می توان نیروی حیاتی (( چی)) ‌را در اندامها ساکن نمود ، مطلب ساده ای جهت توضیح نیست و به بحث های تخصصی و طولانی نیاز دارد که در جای خود توضیح داده خواهد شد . این نقطه بازیافت جوانی است و در این مرحله است که با تندرستی پایدار ، عمری طولانی، با طراوت و نشاط خواهیم داشت و راه بدست آوردن این ارزنده ترین نعمت خداوندی ، راهی است بس دراز که رهروان عاشق و شکیبا را به خود می خواند. این مطالب بر مبنای آیین نامه مصوبه ووشو ، سبک تای چی چوان فدراسیون ورزشهای رزمی که به کلیه استانهای کشور ابلاغ شده تنظیم گردیده است. بررسی چند اثر مثبت دیگر ورزش در محیط کار وزندگی اگر بخواهیم افراد شاغل در محیط صنعتی به بیماریهای مرتبط با استرس دچار نشوند ، اساس کار ، ریلاکس شدن یا حفظ آرامش است. زمانی که ما به یک بیماری مبتلا می شویم ، در برابر احتمالات بهبود و یا عدم بهبود قرار می گیریم. در صورتی که این بیماری قابل درمان باشد ، اگر بتوانیم خودمان را ریلاکس کرده و استراحت کنیم ، در این شرایط با پر شدن مراکز یا مخازن انرژی تحلیل رفته ، شانس بهبود ما خیلی بیشتر می شود . در این قسمت به این موضوع مهم پی می بریم که چگونه ریلاکس شدن عمیق روزانه – حتی برای یک مدت کوتاه – منافع و برکات زیادی را برای ما تامین می کند.زندگی ما – در صورتی که ارزش داشته باشد – بایستی از کیفیت و معنا برخوردار باشد.منظور این است که زندگی نباید تنها در استمرار و ادامه حیات خلاصه شود ، بلکه بایستی لذت بردن ، رغبت داشتن ، رضایت معنوی ، خلاقیت و امکان ابراز عقاید و آراء را به همراه داشته باشد. اگر فردی بتواند به خوبی ریلاکس شود ، خیلی بهتر به این اهداف و آرزوها می رسد . در واقع ریلاکس شدن مانند شاه کلیدی است که می تواند بسیاری از قفلها را برای ما باز کند ، قفلهایی که در شرایط دیگر برای همیشه در برابر ما بسته باقی خواهد ماند. تنها بر روی این نکته مهم توجه و تامل کنید : احساس رضایت و موفقیت تا چه حد به میزان حفظ آرامش در زندگی بستگی دارد ؟ یکی از نکات مهمی که برای موفق بودن در زندگی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد ، داشتن ظاهری برازنده است . هر چند این موضوع یک مسئله سطحی و ظاهری به نظر می آید ، ولی در واقع از اهمیت و حساسیت زیادی برخوردار است . بیشتر افراد جامعه دوست دارند که ظاهر خوبی داشته باشند ، ظاهر برازنده و مرتب به خاطر کسب یک لذت فردی نیست ، بلکه یک نیاز واقعی است که در سایه آن یک زندگی مرفه تر ، با سهولت بیشتری تامین گردد . ظاهر خوب و برازنده کسانی که بطور مرتب ، از طریق روشهایی مانند یوگا یا مدیتیشن ، به حالت ریلکس عمیق می رسند ، سیمای شاداب پیدا می کنند و جوانتر جلوه گر می شوند . آن زیبایی که در سایه استفاده از لوازم آرایش پدید می آید ، با آن طراوت و شادابی که مرهون سلامتی و تندرستی است متفاوت است . شما اگر عصبی ، نگران ، خسته و یا رنجور باشید ، هرگز نمی توانید بشاش در نظر بیائید . ناراحتی ، از سیمای زرد ، کیسه های زیر چشم ، موهای کدر ، فک های بهم فشرده ، ابروان در هم کشیده و صورت منقبض شده شما هویدا می شود . ممکن است شما بصورت موهبتی الهی ، سیمای زیبایی مانند ادری هیبورن و یا تیموتی دالتون را داشته باشید ، ولی اگر در این شرایط هم ، از لحاظ عاطفی افسرده و یا رنجور باشید ، سیمای خسته و رنجور شما گیرایی و جذابیت زیادی را نخواهد داشت . آرامش ، موجب می شود تا انقباض عضلات صورت شما از بین برود . همه از مشاهده چهره های شاد ، خندان و آرام لذت می برند و این صورتها از زیبایی و صفای بالایی برخوردار است . احساس خوب داشتن بزرگترین دلیلی که به منظور فراگیری نحوه ریلکس شدن ، این همه سختی و گرفتاری را متحمل می شویم ، به بیان ساده این است که به یک احساس خیلی مطلوب برسیم . در واقع زمانی که شما عمیقاً خودتان را ریلکس می کنید هدف تنها این نیست که احساس خوبی داشته باشید ، بلکه به برکات عظیمی هم دسترسی پیدا می کنید . ویلیام بلیک معتقد است که انرژی ، به معنای شادی است و شما هر قدر که بیشتر انرژی داشته باشید ، شادتر می شوید و این شادی بهتر در زندگی شما احساس می شود . وقتی ما از زندگی و لذات آن سخن می گوئیم که ، انرژی لازم برای استفاده از این موقعیتهای شادی بخش را داشته باشیم و باید این انرژی را از جایی کسب کنیم . غذا ، اکسیژن هوا و خواب قسمتی از این منابع انرژی هستند . اگر ما بیهوده عصبی و بر آشفته شویم ، از طریق انقباض عضلات و حرکات بی مورد ، موجب اتلاف بیهوده انرژی مان می شویم و در این شرایط از این شکایت داریم که چرا زندگی اینقدر کسل کننده و بی روح جلوه گر می شود ؟ جواب این است که ما بیهوده باطریهای خودمان را خالی کرده ایم . زندگی مطلوب نتیجه مقدار انرژی ، شرایط محیطی و میزان درک یا برآورد ما از زندگی است . زمانی که ما احساس افسردگی و رکود می کنیم ، نباید چاره کار را در ایجاد تغییرات در جهان اطراف بدانیم ، بلکه بایستی به کمک ریلکس شدن عمیق این باطریهای خالی شده از انرژی را که در وجودمان مستقر هستند ، پر و شارژ کنیم . خواب و استراحت اگر برروی یک کاناپه خودتان را دراز یا مچاله کرده باشید ، به این معنا نیست که شما دارید باطریهای تخلیه شده وجودتان را از انرژی پر می کنید . اگر بر روی تختخواب خودتان دراز بکشید و چشمانتان را ببندید این الزاماً به این معنا نیست که شما به خواب راحتی فرو رفته اید . ریلکس شدن بطور خود کار به این گفته نمی شود که شما در وضعیت خاصی قرار بگیرید . برای یک خواب دلپذیر و لذت بخش ، شما بایستی افکار اجباری و فشارهای عصبی را از مغز و بدنتان خارج کنید . این نوعی تسلیم و رها سازی کامل و جامع است و بایستی نکات لازم برای محافظت و کنترل شما در آن بخوبی مراعات گردد . در این مدت شما باید مشکلات یا طرحهایی را که در ذهن دارید ، رها سازید و اجازه دهید که همه چیز و همه کار برای مدتی رها شده و یا همانگونه که هستند ، به جریان خود ادامه دهند . برای اینکه فردی بتواند براحتی خود را در این شالیط آزاد و رها سازد ، نیاز دارد تا کاملاً احساس امنیت کند . فردی که به حالت ریلکس شدن عمیق فرو رفته است به این شکل احساس ایمنی عمیق و گسترده ای می کند . این نکته شایان اهمیت فراوان است که در بسیاری از موارد ، ترسی که در قسمت مادون آگاه ( نا خودآگاه ) وجود دارد ، موجب اجتناب از ریلکس شدن یا خواب مصنوعی می شود . وضعیت اجتماعی کسانی که در یک وضعیت روحی خوبی نباشند ، ممکن است در کابوس وحشتناکی اسیر شده باشند . زمانی که پس از یک روز پر کار یا پر مشغله به خانه بر می گردید ، احتمالاً این شوق و تمایل را ندارید که به کارهای معوقه هفته قبل رسیدگی کنید و یا یک برنامه نیمه تمام دیگر را به اتمام برسانید . در این شرایط شاید مایل باشید که یک شب را در سایه آرامش در خانه خود سپری سازید و یا احیاناً به برنامه های جالب و دل انگیز تلویزیونی نگاه کنید، در یک وان آب داغ فرو بروید و یا اینکه برای تنوع هم که باشد زودتر به رختخواب بروید . برای طراحی و انجام هر برنامه ای ، شما متوجه محدودیتهای محیطی خود می شوید و همچنین به میزان انرژی وجودی خودتان و از سوی دیگر به مصائب و سختیهایی که در فرا روی شما قرار گرفته اند فکر می کنید . مطبوع بودن یا نا مطبوع بودن مطالبی که در خانه و یا بر روی میز شام درباره آنها سخن می گوئید وضعیت محیط رستورانها و شدت موزیکی که در محوطه پخش می شود از اهمیت و تاثیر بالایی برخوردار است . صدای بلند موسیقی در شرایطی که شما شدیداً خسته شده اید ، واقعاً نامطبوع و غیر قابل تحمل است . روابط اجتماعی افراد خجالتی بیشتر از دیگران در این دنیا رنج و عذاب می کشند. ملاقات افراد تازه برای آنان بسیار سخت و پیداکردن یک دوست جدید برای آنها بسیار شاق و طاقت فرساست . گاه بدلیل سعی زیاد و بیش از حدی که به منظور خوشحال کردن دیگر افراد بکار می برند ، موجبات اذیت و آزار آنان را فراهم می سازند . و یا بخاطر اینکه زیاد به افراد نزدیک نشده و سعی در برقرار کردن روابط اجتماعی نمی کنند دیگران را دلگیر و ناراحت می سازند . آنها آنقدر ریلاکس نیستند که خودشان باشند یا بیش از حد کو شش می کنند تا به چیزی تظاهر کنند که نیستند و یا اینکه بیش از اندازه سعی می کنند که اثرات خوبی بر روی دیگران بگذارند . هیچیک از روشهای فوق، راه درستی برای نزدیک شدن و بودن با دیگران نیست . اگر کسی با خودش راحت نباشد هرگز نمی تواند با دیگران هم راحت و خشنود باشد. داشتن روحیه حرفه ای در فرهنگ ما ، به کسانیکه با آرامش واعتماد به نفس کارهای خود را انجام می دهند ، بخوبی پاداش داده می شود. اگر این روحیه وجود نداشته باشد بطور خودکار راه رسیدن به برخی از مشاغل برای ما مسدود خواهد شد. بخصوص مشاغلی که در آنها ما با دیگران روبرو می شویم ، آنان را ملاقات می کنیم و یا به نوعی با آنها سرو.کار پیدا می کنیم. حتی اگر در امتحانات ورودی و مصاحبه قبول شده باشیم در صورتیکه نتوانیم با مردم و مراجعین بخوبی رفتار کنیم و در ارتباط با آنها ریلکس نباشیم هرگز پیشرفت و ترقی قابل ملاحظه ای را در برابر خود مشاهده نخواهیم کرد . شاید مجریان تلویزیونی ، سخنرانان ، فروشندگان و غیره زمانیکه از خانه به محل کارخود می روند تا حدودی عصبی و پرالتهاب باشند . شاید تنها انسان باشد که قبل از انجام هرکاری دچار اضطراب می گردد و هر اندازه فرد حساس تر باشد ، این احساس تنش و دلهره شدیدتر خواهد بود ، همانطور که سلیه متذکر گردیده این تنش های کوتاه مدت تا حدودی از ارزش و اعتبار کاری که انجام می دهیم می کاهدو اگر به مرور زمان نتوانیم این التهابات عصبی یا ترس ها را از خود دور سازیم کارخود را از دست می دهیم. اینها تنها برخی از صفات و ویژگی های فردی نیستند، بلکه برخی از الزامات شغلی اند . مسئله مهم اینست که فرد بایستی در شرایط شغلی بخوبی ظاهر شده و رفتار خود را آرام و ریلکس نشان دهد و اگر عوامل وشرایطی باعث شود تا این آرامش درونی بر هم زده شود انسان لازم است که آنقدر به خودش مسلط باشد که این تغییر و تحول را به منصه بروز نرساند. عملکرد موثر برای آنکه در هنری تبحر پیدا کنیم سعی و کوشش زیادی لازم است. مطالعه نظم و ترتیب در امور آموزش پذیری و تمرین برنامه ریزی شده و مستمر از نیازهای اولیه برای اینکار است . برای فردی در حالت آرامش عقل و احساس به موازات همدیگر و در هماهنگی با همدیگر عمل می کنند . همانند یک هنرمند که در این هماهنگی ، هنرش بعنوان ساده ترین کار و با لذت انجام می شود. فرد آرام و دارای هماهنگی درونی نیز زندگی اش همراه با لذت و سادگی است که در دو بعد کار و زندگی شخصی کاملاً مشهود است. در نهایت اینکه : انجام امور ورزشی هماهنگ کننده ذهن و جسم می تواند اثربخشی فرد را چند برابر کرده و راندمان بالاتری را در زندگی فردی و جمعی اش در دو بعد شخصی و شغلی ارتقاء بخشد. به امید ایجاد جامعه ای سالم تر ، شاداب تر و بانشاط تر منبع:محسن سلیمانی کارشناس خبره فدراسیون
نویسنده : رضا منافی : ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم